ناکجا

ناکجا

شعردوست و تاریخ‌دوستی که گاه دست در کار شاعران و تاریخ‌دانان می‌برد!

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فتاحی» ثبت شده است

چشم‌هایت

سه شنبه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۵، ۰۱:۵۹ ب.ظ
دو سال است که ما در شهر گراش استان فارس، در ایام نوروز یکی از خانه‌های قدیمی که به سبک معماری سنتی منطقه ساخته شده باشد را احیا می‌کنیم و به آن جان می‌دهیم. خانه‌ای که امسال برای طرح «خونه کدیم» انتخاب شد، دارای عناصر معماری قاجاری بود. یکی از این عناصر، طاق‌هایی‌ست به شکل دم طاووس که اصطلاحا آن‌ها را طاق طاووسی می‌نامند. این غزل در آن حال‌وهواست:

چشم‌هایت چه نجیبانه مرا عاشق کرد
فارغ از قصه و افسانه مرا عاشق کرد

«آسمان بار امانت نتوانست کشید»
ماجرای غم یک شانه مرا عاشق کرد

می‌خرامی به حیاط دلم و این احوال
کنج ایوانک شاهانه مرا عاشق کرد

می‌سرایم، تو بخوان... شعر گواه من و توست
که شبی خلوت کاشانه مرا عاشق کرد

دیرگاهی‌ست که با خاطره‌ها هم‌زادم
عاقبت خاطر دیوانه مرا عاشق کرد

صورتت خانه و ابروی تو هم‌چون طاقش
طاق طاووسی این خانه مرا عاشق کرد


مهدی فتاحی
1395/1/4 - گراش
  • مهدی فتاحی

امید کاذب

يكشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۴، ۱۲:۰۹ ب.ظ

ال‌نینو در راه است. جدای از خسارت‌های جانی و مالی، نمی‌دانم مسئولان میراث فرهنگی تدبیری برای جلوگیری از آسیب‌رسانی این پدیده به آثار و بناهای تاریخی اندیشیده‌اند یا نه. به‌هرحال، بناها نگران‌اند.



یک بنای شهیر تاریخی، در هیاهوی سرد بوران‌ها

خم به طاق کمان نیاورده، تاب آورده صد زمستان را


تاب آورده زیر برف سرد، سقف‌هایش ولی ترک خورده‌ست

بعد سرما، تحمل گرما، تحت جبر طبیعت آن‌جا

.

.

"یک زمستان سخت در پیش است"، گفت و افزود مجری اخبار:

"یک زمستان سخت و بی‌مانند، یک زمستان برف‌وباران‌زا"


توی فکری عمیق می‌لولید، سازه‌ی کهنه - این غزل‌پرور -

دست‌هایش به آسمان رو زد، بود در گِل ولی کماکان پا


سازه حالا شدید می‌لرزد، او تصور نموده روزی را

زیر انواع مختلف از درد، فی‌المثل سیل و باد و طوفان؛ با...


...با وجود تمام لرزش‌ها، بذر امید در دلش پاشید

دل‌خوشی‌های او فقط این‌هاست، عِرق ملی، ستاد بحران، ما!

.

.

تا به پایان این غزل برسم، دست‌هایم تمام یخ زده‌اند

تا نیایی همیشه می‌پویم، در خیابان شهر، یک نانوا



مهدی فتاحی

1394/8/10

  • مهدی فتاحی